چرا گفتن شکستهایت، مشتریها را بیشتر به تو نزدیک میکند؟
فرض کن دو پیج کاری را دنبال میکنی. یکی از آنها همیشه از موفقیت میگوید: فروش بالا، مشتری راضی، رشد پیوسته. دیگری گاهی از یک اشتباه، یک ضرر یا یک تصمیم اشتباه حرف میزند و میگوید چه چیزی یاد گرفته. به کدام یکی بیشتر اعتماد میکنی؟ تجربه نشان داده بیشتر ما به دومی اعتماد میکنیم. چون آدمها به کسی که همیشه بیعیب نشان میدهد، اعتماد کامل ندارند.
خیلی از صاحبان کسبوکار فکر میکنند اگر از شکست حرف بزنند، اعتبارشان از بین میرود. اما واقعیت برعکس است. وقتی درباره یک تجربه سخت و درس آن حرف میزنی، مشتری حس میکند تو واقعی هستی، صادق هستی و پشت این صفحه یک آدم نشسته که مثل خودش اشتباه میکند و از اشتباهش یاد میگیرد.
یک باور غلط رایج: شکست را پنهان کن تا ضعیف به نظر نرسی
بسیاری از کسبوکارها فکر میکنند اگر از شکست حرف بزنند، مشتری میگوید «این که بلد نیست، پس چرا از او بخرم؟». این باور از یک ترس قدیمی میآید: ترس از قضاوت شدن. اما در بازاریابی امروز، این ترس دیگر جایی ندارد. مشتری امروز دنبال کامل بودن نیست، دنبال صادق بودن است.
برنه براون، پژوهشگر معروف دانشگاه هوستون، در کتاب «قدرت آسیبپذیری» میگوید: «آسیبپذیری، ضعف نیست؛ شجاعانهترین کاری است که یک انسان میتواند انجام دهد.» یعنی وقتی از شکستت میگویی، در واقع قدرت نشان میدهی، نه ضعف.
مزیت اول: همزادپنداری با مخاطب
وقتی مخاطب میبیند تو هم در مسیر کارت زمین خوردهای، حس میکند با او شبیه هستی. این حس را در روانشناسی همزادپنداری میگویند. مخاطب دیگر تو را یک آدم دستنیافتنی نمیبیند، بلکه یک آدم معمولی میبیند که مثل خودش تلاش کرده و اشتباه کرده و بلند شده.
دیل کارنگی در کتاب «چگونه دوستان به دست آوریم و بر مردم تأثیر بگذاریم» میگوید: «برای اینکه کسی از تو خوشش بیاید، اول باید حس کند تو او را میفهمی.» گفتن از شکست، دقیقاً همین کار را میکند. مخاطب حس میکند او را میفهمی، چون خودت هم در همان موقعیت بودهای.
مزیت دوم: ساختن اعتماد واقعی
اعتماد از صداقت میآید، نه از کامل بودن. وقتی تو درباره یک اشتباهت حرف میزنی، به مخاطب پیام میدهی: «من چیزی برای پنهان کردن ندارم.» این پیام، بزرگترین سرمایه یک کسبوکار است. مشتری با این حس، راحتتر خرید میکند.
استیون کاوی در کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر» میگوید: «اعتماد، مهمترین سرمایهای است که یک انسان یا یک کسبوکار میسازد.» پس هر جملهای که این اعتماد را بیشتر کند، در واقع یک سرمایهگذاری بلندمدت است.
مزیت سوم: نشان دادن تخصص واقعی
وقتی از شکستت میگویی و بعد توضیح میدهی چه چیزی یاد گرفتی، در واقع به مخاطب نشان میدهی که حرفهای هستی. چون فقط یک آدم حرفهای میتواند اشتباهش را بپذیرد و از آن درس بگیرد. آدمهای غیرحرفهای، همیشه میخواهند خودشان را بیعیب نشان دهند.
جان سی. مکسول در کتاب «گاهی اوقات برنده میشوی، گاهی درس میگیری» میگوید: «تجربه، سختترین معلم است، چون اول امتحان میگیرد و بعد درس میدهد.» وقتی این تجربه را با مخاطبت به اشتراک میگذاری، در واقع تو برای او امتحان را پس دادهای و درس را رایگان به او میدهی.
مزیت چهارم: وفاداری بلندمدت مشتری
مشتریای که داستان شکست تو را خوانده، فقط یک خریدار نیست. او تبدیل به یک همراه میشود. چون حس میکند تو را میشناسد. این حس، باعث میشود حتی وقتی قیمت تو کمی بالاتر از رقیب باشد، باز از تو خرید کند. چون اعتمادش به تو بیشتر است.
ست گودین در کتاب «قبیلهها» توضیح میدهد: «مردم دنبال رهبری میگردند که راه را بلد است، نه کسی که همیشه برنده بوده.» رهبری که راه را بلد است، کسی است که زمین خورده و دوباره بلند شده. دقیقاً همان تصویری که با گفتن از شکست میسازی.
چطور داستان شکستت را بنویسی؟
قدم اول: یک شکست واقعی را انتخاب کن، نه یک شکست ساختگی و کوچک. مشتری حس میکند اگر داستانت واقعی نباشد. بهتر است شکستی باشد که واقعاً برایت سخت بوده و از آن درس گرفتهای.
قدم دوم: با جزئیات کوتاه و روشن بنویس. مثلاً: «سال گذشته فکر کردم میتوانم همزمان با یک بودجه کم، سه محصول جدید بسازم. سه ماه بعد، نه بودجه داشتم، نه تمرکز، نه نتیجه.» این جملههای ساده، باورپذیری میسازند.
قدم سوم: درس نهایی را صادقانه بگو. مشتری میخواهد بداند تو از این تجربه چه یاد گرفتی. درس تو، همان هدیهای است که به مخاطب میدهی.
اشتراکگذاری شکست در اینستاگرام
در اینستاگرام میتوانی این داستان را در قالب یک پست متنی، یک استوری چند اسلایدی یا یک ویدیوی کوتاه منتشر کنی. یک عکس ساده از دفترچه یادداشت، از چای روی میز یا از یک لحظه معمولی، حس واقعی بودن را بیشتر میکند. لازم نیست همهچیز بینقص باشد؛ سادگی بهتر از زیبایی مصنوعی جواب میدهد.
اگر تازه شروع کردهای و مخاطبت کم است، این داستانها ممکن است کمتر دیده شوند. در این حالت، استفاده از ابزارهای اصولی تأیید اجتماعی مثل افزایش لایک، ویو و فالوور واقعی میتواند به دیدهشدن اولیه پیجت کمک کند. همچنین اگر وقت تولید محتوا نداری، یک پیج آماده با ساختار مشخص یا تبلیغات هدفمند اینستاگرام میتواند مسیر رشدت را کوتاهتر کند. اینها میانبر نیستند؛ صرفهجویی در زمان هستند.
اما یک نکته را فراموش نکن: اینستاگرام ویترین اولیه کسبوکار توست، نه خانه اصلی آن. اگر همه محتوایت را فقط در اینستاگرام نگه داری، با یک مسدودی پیج یا تغییر الگوریتم، همه داستانهایت از بین میرود. داشتن وبسایت اختصاصی یا اپلیکیشن موبایل باعث میشود این داستانها همیشه در دسترس باشند و مشتری بتواند هر وقت خواست آنها را بخواند.
استینومنت (Stinoment) میتواند در طراحی سایت، طراحی اپلیکیشن، افزایش لایک و فالوور و ویو، فروش پیج آماده و تبلیغات اینستاگرام در کنار تو باشد تا محتوایت را در یک پایگاه امن و دائمی منتشر کنی.
جمعبندی
گفتن از شکست، یک قدرت است، نه یک ضعف. این کار باعث میشود مخاطب با تو همزادپنداری کند، به تو اعتماد کند، تو را حرفهای ببیند و به تو وفادار بماند. پس به جای پنهان کردن شکستها، آنها را با مخاطبت به اشتراک بگذار. چون داستان واقعی تو، بهترین سرمایهات است.
دعوت به اقدام: اگر میخواهی داستانهای کسبوکارت را در یک پایگاه امن و حرفهای منتشر کنی، همین حالا با استینومنت تماس بگیر. کارشناسان ما رایگان کسبوکارت را بررسی میکنند و بهترین راهکار را به تو پیشنهاد میدهند.
جواب دهید