یک خاطره کوتاه از کارتان بگویید؛ سادهترین راه برای اینکه مخاطب شما را به یاد بسپارد
اگر صاحب کسبوکار هستید و در اینستاگرام فعالیت میکنید، احتمالاً این سؤال برایتان پیش آمده که «چه محتوایی بگذارم که هم دیده شود، هم مخاطب را جذب کند؟» بیشتر کسبوکارها سراغ معرفی محصول، تخفیف یا پستهای آموزشی میروند. اینها بد نیستند، اما یک نوع محتوا وجود دارد که همیشه جواب میدهد و بسیاری آن را نادیده میگیرند: گفتن یک خاطره کوتاه و واقعی از مسیر کارتان.
منظور از خاطره، یک داستان کوتاه است از آن اتفاقهایی که در کار روزمرهتان افتاده؛ لحظهای که یک مشتری خاص آمد، روزی که یک سفارش سخت را تحویل دادید، یا حتی اشتباهی که مرتکب شدید و از آن یاد گرفتید. این نوع محتوا ساده به نظر میرسد، اما اثر آن روی اعتماد مخاطب بسیار بیشتر از یک پست تبلیغاتی است.
چرا مخاطب عاشق داستانهای شخصی است؟
رابرت سیالدینی، استاد روانشناسی و نویسنده کتاب معروف «تأثیر: روانشناسی متقاعدسازی»، یکی از اصول متقاعدسازی را اصل دوست داشتن (Liking) مینامد. او میگوید: «ما حرف کسانی را قبول میکنیم که آنها را میشناسیم و دوست داریم.» خاطرهگویی، دقیقاً همین شناخت را میسازد. وقتی مخاطب داستان شما را میشنود، حس میکند شما را میشناسد و این شناخت، پایه اعتماد است.
ست گودین در کتاب «همه بازاریابها دروغگو هستند» میگوید: «مردم به داستانهایی که باور دارند اعتماد میکنند.» یک خاطره واقعی از کار روزمره شما، همان داستانی است که مخاطب باورش میکند. چون نه اغراق دارد، نه نقش بازی میکند و نه شبیه تبلیغات است. همین سادگی، قدرتمندترین ویژگی آن است.
جوناه برگر، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب «واگیردار»، در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که داستانها بیشتر از اطلاعات خام پخش میشوند. او میگوید: «چیزی که قابل نقل باشد، منتقل میشود.» وقتی شما یک خاطره جالب تعریف میکنید، مخاطب آن را برای دوستانش تعریف میکند و اینطوری پیج شما به شکل طبیعی بیشتر شناخته میشود.
چهار فایدهی گفتن خاطره کاری در پیج اینستاگرام
فایده اول، اعتمادسازی سریع است. وقتی مخاطب میبیند شما در داستانتان صادق هستید، حتی از اشتباههایتان حرف میزنید، حس میکند شما یک آدم واقعی هستید. آدم واقعی، قابل اعتمادتر از یک برند بیچهره است. این اعتماد، فروش را آسان میکند.
فایده دوم، تمایز از رقبا است. همه کسبوکارها محصول معرفی میکنند و تخفیف میگذارند. اما کمتر کسبوکاری از خودش و مسیرش حرف میزند. همین تفاوت کوچک، باعث میشود پیج شما در میان انبوه پیجهای مشابه، دیده شود و در ذهن بماند.
فایده سوم، افزایش تعامل است. وقتی یک خاطره تعریف میکنید، مخاطب تشویق میشود نظر بدهد، تجربه خودش را بگوید، یا سؤالی بپرسد. تعامل بیشتر، به الگوریتم اینستاگرام سیگنال میدهد که محتوای شما ارزشمند است و آن را به مخاطبان بیشتری نشان میدهد.
فایده چهارم، ماندگاری در ذهن است. فیلیپ کاتلر در کتاب «مدیریت بازاریابی» میگوید: «برند چیزی است که در ذهن مشتری میماند.» یک خاطره خوب، مثل یک برچسب روی ذهن مخاطب میچسبد. هفتهها بعد هم وقتی اسم شما را میشنود، آن داستان را به یاد میآورد و همان یادآوری، او را به سمت خرید میبرد.
خاطره شما باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
اول اینکه کوتاه باشد. خاطرهای که پنج دقیقه طول بکشد، مخاطب را خسته میکند. یک خاطرهی خوب را میتوان در سه تا پنج جمله تعریف کرد. اگر طولانی شد، آن را به چند قسمت تقسیم کنید و در چند روز منتشر کنید.
دوم اینکه واقعی باشد. هیچوقت داستان نسازید. اگر مخاطب بفهمد داستان ساختگی است، نه تنها تحت تأثیر قرار نمیگیرد، بلکه اعتمادش را هم از دست میدهد. صداقت، تنها اصل غیرقابلعبور در این نوع محتواست.
سوم اینکه یک نقطه اوج داشته باشد. یعنی لحظهای که چیزی تغییر میکند؛ لحظهای که مشتری راضی میشود، یا شما یک درس مهم میگیرید. این نقطه اوج، چیزی است که مخاطب را به خودش جذب میکند و او را تا آخر داستان نگه میدارد.
چهارم اینکه پایان روشنی داشته باشد. داستان بدون پایان، مخاطب را گیج میکند. در آخر خاطره، یک جمله ساده بنویسید که درس یا نتیجه آن را روشن کند. مثلاً: «آن روز فهمیدم صداقت با مشتری، از هر تبلیغی مؤثرتر است.»
چطور خاطره را در پست و استوری منتشر کنیم؟
در پست، میتوانید خاطره را در قالب یک متن کوتاه بنویسید و کنارش یک عکس ساده از محیط کار بگذارید. برای مثال، عکس میز کار، عکس بستهبندی یک سفارش، یا عکس محصولی که در آن داستان نقش دارد. همین یک تصویر ساده، فضای داستان را برای مخاطب زنده میکند.
در ریلز، میتوانید خاطره را با صدای خودتان تعریف کنید و همزمان ویدیوهای کوتاه از محل کار نشان دهید. این ترکیب، اثر آن را چند برابر میکند. چون هم صدای واقعی شما را میشنود، هم کار واقعیتان را میبیند.
در استوری، میتوانید خاطره را به چند اسلاید تقسیم کنید. اسلاید اول با یک جمله کنجکاویبرانگیز شروع کنید: «امروز یک اتفاق جالب در کارگاه افتاد…» سپس اسلایدهای بعدی، داستان را ادامه دهید. در اسلاید آخر، از مخاطب یک سؤال بپرسید تا تعامل بسازید.
آستین کلئون در کتاب «کارت را نشان بده» میگوید: «لازم نیست نابغه باشی؛ فقط کافی است کارت را نشان بدهی.» خاطرهگویی هم دقیقاً همین است. لازم نیست نویسنده حرفهای باشید، فقط کافی است کار و تجربهتان را با مخاطب شریک شوید.
اشتباهاتی که اعتماد مخاطب را از بین میبرد
اولین اشتباه، اغراق کردن است. اگر داستانتان شبیه تبلیغ باشد یا نتیجهای غیرقابل باور بگویید، مخاطب سریع رد میکند. داستانهای واقعی معمولاً سادهتر از آنی هستند که فکر میکنید. سادگی، مزیت است.
دومین اشتباه، استفاده از خاطره برای فروش مستقیم است. اگر در آخر داستان، ناگهان تبلیغ بگذارید، همه آن اعتماد از بین میرود. خاطره را برای ارتباط بگویید، نه برای فروش. فروش، نتیجه طبیعی این ارتباط است.
سومین اشتباه، نوشتن خاطرههای طولانی و پیچیده است. مخاطب اینستاگرام حوصله خواندن متنهای چندصد کلمهای را ندارد. اگر داستانتان طولانی است، آن را به چند قسمت تقسیم کنید و در چند پست منتشر کنید.
گری واینرچاک در کتاب «جَب، جَب، جَب، راست هوک» میگوید: «اول ارزش بده، بعد درخواست کن.» خاطرهگویی، همان ارزش دادن بدون چشمداشت است. اگر این کار را درست انجام دهید، فروش خودش میآید.
از خاطره تا ساخت یک پایگاه دائمی
حالا که یاد گرفتید چطور خاطرههایتان را در اینستاگرام منتشر کنید، یک نکته مهم باقی میماند. اینستاگرام جای خوبی برای جلب توجه اولیه است. اما اگر تمام کسبوکارتان فقط به این پلتفرم وابسته باشد، یک خطر جدی شما را تهدید میکند: امکان مسدود شدن پیج یا تغییر یکشبه قوانین الگوریتم. در آن صورت، تمام داستانها و مخاطبانتان از دست میرود.
به همین دلیل، کسبوکارهای حرفهای یک پایگاه اختصاصی برای خودشان میسازند که تحت کنترل خودشان باشد. یک وبسایت یا اپلیکیشن موبایل که خاطرات، محصولات و اطلاعات تماس شما در آنجا جمع باشد. این پایگاه، یک فروشگاه ۲۴ ساعته است که خودش کار میکند و به تغییرات الگوریتم کاری ندارد.
علاوه بر این، اگر میخواهید در مراحل اولیه در اینستاگرام سریعتر رشد کنید، استفاده از ابزارهای شتابدهنده مثل افزایش فالوور، لایک و ویو میتواند کمککننده باشد. این ابزارها تأیید اجتماعی اولیه میسازند و باعث میشوند مخاطب جدید، راحتتر به پیج شما اعتماد کند. توجه داشته باشید که اینها یک شتابدهنده برای شروع هستند، نه جایگزین کیفیت محتوا و خدمات شما.
جمعبندی و گام بعدی
گفتن یک خاطره کوتاه از مسیر کارتان، یکی از سادهترین و مؤثرترین راهها برای جلب اعتماد مخاطب است. رابرت سیالدینی میگوید ما به کسانی اعتماد میکنیم که آنها را میشناسیم. ست گودین میگوید مردم به داستانهای واقعی اعتماد میکنند. و جوناه برگر میگوید داستانها سریعتر از هر محتوای دیگری منتقل میشوند.
پس از همین امروز شروع کنید. یک خاطره کوتاه از کارتان را انتخاب کنید و آن را در یک پست یا چند اسلاید استوری منتشر کنید. اگر میخواهید این مسیر را حرفهایتر ادامه دهید و کسبوکارتان را از وابستگی به یک پلتفرم نجات دهید، استینومنت میتواند با طراحی سایت، اپلیکیشن و خدمات رشد، گام بعدی شما را هموار کند.
همین امروز اولین خاطره کاری خود را منتشر کنید.
جواب دهید