بزرگ‌ترین ترس شما در شروع کسب‌وکار چه بود؟ یک خاطره کوتاه که اعتماد می‌سازد

Written by

in

بزرگ‌ترین ترس شما در شروع کسب‌وکار چه بود؟ یک خاطره کوتاه که اعتماد می‌سازد

اگر صاحب کسب‌وکار هستید، یک سؤال ساده از شما دارم: بزرگ‌ترین ترس‌تان در شروع کسب‌وکار چه بود؟ شاید فکر کنید این سؤال شخصی است و جایش در پیج کاری نیست. اما تجربه نشان داده که همین سؤال، یکی از بهترین محتواها برای جلب اعتماد مخاطب است. در این مطلب توضیح می‌دهم چرا و چطور آن را در پیج اینستاگرام منتشر کنید.

منظور از این کار، گفتن یک خاطره کوتاه و واقعی از روزهای اول کسب‌وکارتان است؛ لحظه‌ای که ترسیده بودید، شک داشتید یا حتی می‌خواستید همه چیز را رها کنید. این نوع محتوا ساده به نظر می‌رسد، اما اثر آن روی مخاطب بسیار بیشتر از یک پست تبلیغاتی است.

خلاصه در یک جمله: مخاطب شما محصول را فراموش می‌کند، اما ترس واقعی شما و مسیری که طی کردید را به یاد می‌آورد.

چرا گفتن از ترس، اعتماد می‌سازد؟

برنه براون، نویسنده کتاب «جسارت بزرگ» (Daring Greatly)، در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که آسیب‌پذیری، نقطه شروع ارتباط و اعتماد است. او می‌گوید: «آسیب‌پذیری، عدم قطعیت و ریسک است، اما همان چیزی است که ما را به هم نزدیک می‌کند.» وقتی شما از ترس‌تان می‌گویید، مخاطب حس می‌کند شما هم یک انسان واقعی هستید.

رابرت سیالدینی، استاد روانشناسی و نویسنده کتاب «تأثیر»، یکی از اصول متقاعدسازی را اصل دوست داشتن می‌نامد. او می‌گوید: «ما حرف کسانی را قبول می‌کنیم که آن‌ها را می‌شناسیم و دوست داریم.» وقتی از ترس‌های مشترک حرف می‌زنید، مخاطب حس می‌کند شما را می‌شناسد و این شناخت، پایه اعتماد است.

ست گودین در کتاب «همه بازاریاب‌ها دروغگو هستند» می‌گوید: «مردم به داستان‌هایی که باور دارند اعتماد می‌کنند.» یک خاطره واقعی از ترس و شک، همان داستانی است که مخاطب باورش می‌کند. چون نه اغراق دارد، نه نقش بازی می‌کند و نه شبیه تبلیغات است.


ترس‌هایی که همه کسب‌وکارها تجربه کرده‌اند

ترس در شروع کسب‌وکار، یک تجربه مشترک است. تقریباً همه صاحبان کسب‌وکار، حداقل یکی از این ترس‌ها را تجربه کرده‌اند: ترس از شکست، ترس از قضاوت دیگران، ترس از ضرر مالی، یا ترس از تنها ماندن در این مسیر.

وقتی شما یکی از این ترس‌ها را در پیج‌تان تعریف می‌کنید، مخاطبی که همین ترس را دارد، حس می‌کند تنها نیست. این حس همدلی، پیوندی بین شما و مخاطب ایجاد می‌کند که با هیچ تبلیغی ساخته نمی‌شود. مخاطب به کسی که او را درک می‌کند، بیشتر اعتماد می‌کند.


چطور این خاطره را در پیج تعریف کنیم؟

برای گفتن این خاطره، لازم نیست نویسنده حرفه‌ای باشید. کافی است چند نکته ساده را رعایت کنید تا داستان‌تان اثر بیشتری داشته باشد. اول اینکه یک ترس واقعی انتخاب کنید. ترسی که واقعاً تجربه کرده‌اید، نه ترسی که فکر می‌کنید قشنگ‌تر به نظر می‌رسد.

دوم اینکه لحظه‌ای که ترس شدید بود را توصیف کنید. مثلاً بگویید آن شب چطور خواب‌تان نبرد، یا وقتی می‌خواستید اولین سفارش را تحویل دهید چه حسی داشتید. این جزئیات کوچک، داستان را برای مخاطب زنده می‌کند.

سوم اینکه بگویید چطور با آن ترس روبه‌رو شدید. این بخش مهم‌ترین قسمت داستان است. مخاطب می‌خواهد بداند شما از آن لحظه سخت چطور عبور کردید. چهارم اینکه یک جمله پایانی و یک درس بگویید. مثلاً: «آن روز فهمیدم ترس، نشانه این است که این کار برایم مهم است.»

یک نکته ساده: خاطره را در ۳ تا ۵ جمله بنویسید. اگر طولانی شد، آن را به چند اسلاید استوری یا چند پست تقسیم کنید.

یک نمونه کوتاه برای الگو

«وقتی اولین سفارش بزرگم را گرفتم، شب قبلش تا صبح نخوابیدم. مدام به این فکر می‌کردم که اگر نتوانم درست تحویل بدهم، آبرویم می‌رود. صبح رفتم سر کار، با دقت انجام دادم و مشتری راضی شد. آن روز فهمیدم ترس، فقط یک علامت است؛ علامتی که می‌گوید این کار برایم مهم است.»

همین چند جمله ساده، می‌تواند یک پست یا چند اسلاید استوری شود. مخاطب این نوع محتوا را دوست دارد، چون صادقانه و بدون ادعا است. اگر این خاطره را با یک عکس ساده از همان روز یا محیط کارتان همراه کنید، اثر آن چند برابر می‌شود.


چه چیزهایی این محتوا را خراب می‌کند؟

اولین اشتباه، اغراق کردن است. اگر ترس‌تان را بزرگ‌تر از واقعیت نشان دهید یا نتیجه را غیرقابل باور بگویید، مخاطب سریع رد می‌کند. داستان واقعی همیشه ساده‌تر از آنی است که فکر می‌کنید.

دومین اشتباه، تبدیل خاطره به تبلیغ مستقیم است. اگر در آخر داستان ناگهان تخفیف بگذارید یا از مخاطب بخواهید فوراً خرید کند، همه آن اعتماد از بین می‌رود. خاطره را برای ارتباط بگویید، نه برای فروش. فروش، نتیجه طبیعی این ارتباط است.

سومین اشتباه، طولانی کردن بی‌دلیل است. مخاطب اینستاگرام حوصله متن‌های چندصد کلمه‌ای را ندارد. اگر خاطره‌تان طولانی است، آن را به چند قسمت تقسیم کنید و در چند روز منتشر کنید.


از خاطره تا یک پایگاه دائمی

اینستاگرام جای خوبی برای جلب توجه اولیه است. اما اگر تمام کسب‌وکارتان فقط به این پلتفرم وابسته باشد، یک خطر جدی شما را تهدید می‌کند: امکان مسدود شدن پیج یا تغییر یک‌شبه قوانین الگوریتم. در آن صورت، تمام خاطره‌ها و مخاطبان‌تان از دست می‌رود.

به همین دلیل، کسب‌وکارهای حرفه‌ای یک پایگاه اختصاصی برای خودشان می‌سازند که تحت کنترل خودشان باشد. یک وب‌سایت یا اپلیکیشن موبایل که خاطرات، محصولات و اطلاعات تماس شما در آنجا جمع باشد. این پایگاه، یک فروشگاه ۲۴ ساعته است که خودش کار می‌کند.

اگر می‌خواهید در مراحل اولیه در اینستاگرام سریع‌تر رشد کنید، استفاده از ابزارهای شتاب‌دهنده مثل افزایش فالوور، لایک و ویو می‌تواند کمک‌کننده باشد. این ابزارها تأیید اجتماعی اولیه می‌سازند و باعث می‌شوند مخاطب جدید راحت‌تر به پیج شما اعتماد کند. اما این‌ها فقط شتاب‌دهنده شروع هستند، نه جایگزین کیفیت محتوا و خدمات شما.

پیشنهاد ما: اگر می‌خواهید کسب‌وکارتان پایدار بماند و به یک پایگاه اختصاصی مجهز شود، استینومنت می‌تواند در زمینه طراحی سایت، طراحی اپلیکیشن، افزایش فالوور و لایک، تبلیغات اینستاگرام و فروش پیج آماده در کنار شما باشد.

جمع‌بندی و گام بعدی

گفتن از بزرگ‌ترین ترس‌تان در شروع کسب‌وکار، یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین راه‌ها برای جلب اعتماد مخاطب است. برنه براون می‌گوید آسیب‌پذیری، شروع ارتباط است. رابرت سیالدینی می‌گوید ما به کسانی اعتماد می‌کنیم که آن‌ها را می‌شناسیم. و ست گودین می‌گوید مردم به داستان‌های واقعی اعتماد می‌کنند.

پس از همین امروز شروع کنید. یک خاطره کوتاه از ترس‌های اوایل کارتان بنویسید و آن را در یک پست یا چند اسلاید استوری منتشر کنید. اگر می‌خواهید این مسیر را حرفه‌ای‌تر ادامه دهید و کسب‌وکارتان را از وابستگی به یک پلتفرم نجات دهید، استینومنت می‌تواند با طراحی سایت، اپلیکیشن و خدمات رشد، گام بعدی شما را هموار کند.

همین امروز اولین خاطره ترس‌تان را منتشر کنید.

Comments

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *